عبد القادر بن ملوك شاه بداونى

31

منتخب التواريخ ( فارسى )

و قاضى بيضاوى عليه الرحمه مدت ملكت غزنويه را از سلطان محمود تا خسرو شاه صد و شصت و يك سال داشته به دست دوازده نفر و قاضى يحيى قزوينى - عليه الرحمه - صد و پنجاه و پنج سال به دست چهارده نفر و صاحب تاريخ نظامى ، چنانچه بالا گذشت ، دويست و پانزده سال به دست پانزده نفر ، و الله اعلم بحقيقة الحال . طبقهء دوم غوريه كه در دهلى پادشاهى كرده‌اند و ابتداى ايشان از سلطان شهاب الدين غورى است كه به معز الدين محمد بن سام مشهور است . سلطان معز الدين محمد بن سام غورى از جانب برادر بزرگ خويش كه سلطان غياث الدين پادشاه غور و عراق و خراسان باشد در سنهء تسع و ستين و خمسمائة ( 569 ) در غزنين به نيابت نشسته خطبه و سكه به نام خود ساخت و به فرمان برادر لشكرها به هند كشيده ، لواى غزا و جهاد برافراشته و دهلى در زمان او مفتوح گشت . مجمل آنكه سلطان غياث الدين چون تكيناباد از توابع گرمسير را گرفته حكومت آنجا را به سلطان شهاب الدين داد ، او دايم لشكر بر سر غزنين مىكشيد تا در سنهء مذكوره سلطان غياث الدين آن ولايت را در حيّز تسخير آورده و طايفهء غزان را كه بعد از اسيرى سلطان سنجر متصرف شده بودند از غزنين برآورد و سلطان معز الدين محمد را لقب سلطان شهاب الدين داد . سلطان شهاب الدين بعد از يك سال از استقرار سلطنت به طريق نيابت برادر در سنهء سبعين و خمسمائة ( 570 ) گرديز را فتح كرد و در سنهء احدى و سبعين و خمسمائة ( 571 ) اچهه و ملتان را گرفت و طايفهء قرامطه را از آن ديار بيرون آورد و جماعت بهتيه را كه در حصار اچهه متحصن شده بودند مستأصل ساخت و آن